تاجر عشقیم و کالای وفا داریم مااصلا ای اهل عالم کیمیا داریم ما
بارش مهریم بر درمانده ها و دردمند
چشم یکسانی بر فقر و غنا داریم ما
سرو ایستاده بپائیم تا بخوابد مهر و ماه
چشم ما نرگس ندارد ادعا داریم ما
شام تاریک است و درد سنگین و ما درد آشنا
اندر آن تاریکی ظلمت خدا داریم ما
با صدای پای ما خورشید برخیزد ز خواب
با نماز صبح بیماران صفا داریم ما
مونس ما آه یلدا و حدیث درد و رنج
همنشینی با نوای بی نوا داریم ما
پای هر تختی دمی درد دلی باید شنید
گوش عادت کرده ای با لهجه ها داریم ما
نیستی ای دوست تا اشکش ببینی در سپاس
ما چنین دردانه را اشک خدا داریم ما
این سجایا را پرستار از برای خود نگفت
این کمترین بود در تقدیر ایشان که یاد داریم ما
در خجسته روز
میلاد بانوی کربلاپرستار دل های زخم دیده خرابه های شام و در فرخنده روز گرامی داشتمقام پرستار، یاد همه پرستاران صحنه جهاد و نبرد را گرامی داریم .
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل حکیمی
تاريخ: شنبه
7 بهمن
1396 ساعت: 15:08